X
تبلیغات
دکتـر علی شریـعـتـی
 
     

دوستای گلم سلــام....

یلدا مبارک................

انشالله که شب پر خاطره و شادی رو پشت سر بذارین...

 




از نظر های زیباتون خیلی خیلی ممنونم... یکی از دوستان خواسته بود تا رنگ زمینه وبلاگمو عوض کنم . ولی به نظر من رنگ     مشکی کمتر چشمارو خسته میکنه...البته اگرم بخوام رنگ زمینه وبمو عوض کنم باید به فکر طراحی قالب جدید باشم ...ولی باز          تا اونجا که ممکنه ، سعی خودمو میکنم تا یه قالب زیبا برای شما  دوستان طراحی کنم.......با تشکر ( بهتاش ) 

 

 پدر،مادر! ما متهمیم ...........

 پدر ، مادر ! ولایتی که تو به آن معتقد بودین چه بود ؟ میگفتی این ولایت عبارت است از محبت یک  انسان  به نام علی ( ع) و خاندانش .  وقتی پرسیدم علی ( ع ) کیست ؟ آنچه که میگفتی و به آن  تکیه میکردی  معجزات و کرامات علی بود . میگفتی ، در خیبر را معجره آسا کنده است ، خوب حالا که خیبری نیست  ! حالا یهود فلسطین است  ،نه یهود خیبر..میگفتی : پارسایی اش این  جور بود که فقط  و فقط  نان جو میپخورد ، گرسنگی می کشید ، جامه ی ژنده میپوشید ، و با چنان آب   و تابی این چیز ها را نقل میکنید و به اندازه ای تکرار می شود که عملا مردم را به فقر و ناداری ترغیب می کند .  این علی که شما وصفش می کنید همان رستم خودمان است که آرایش اسلامی اش کرده اید ، این علی شما به درد صوفی ها یا پهلوان ها میخورد و سنبل زور خانه و خانقاه شده است ...

...این است که در مرحله محبت به علی مانده ایم و حتی به مرحله  شناخت علی هم نرسیده ایم ! ...در صورتی که شیعه علی بودن از چون علی عمل کردن شروع می شود و این مرحله ای است پس از شناخت و پس از عشق/ بنابراین ما یک ملت دوستار علی هستیم  ، اما نه شیعه حقیقی    علی ، چرا که شیعه علی ...علی وار بودن ، علی وار اندیشیدن ، علی وار احساس کردن ... دربرابر جامعه ، علی وار احساس مسئولیت کردن و انجام دادن .... و در برابر خدا و خلق ، علی وار بودن ،    علی وار پرستیدن و علی وار خدمت  کردن است ...

 

 

صلوات نفرستادن جوانان

 "...به آن اعتراض میکند که چرا دانشجویان دست میزنند و صلوات نمی فرستند .... 

میگویم : صلوات نفرستادن جوانان گناه توست / چرا که خود می دانی  صلوات را به چه  صورتی در آورده ای و برایش چه مصرف هایی درست کردی.   یکی اینکه تا  شخصیت  گنده ای وارد مجلس شده صلوات فرستادی .  مصرف دیگرش حرکت تابوت و جنازه است در میان زندگان  ، مصارف دیگرش هو کردن یک سخنران  ، پایین کشیدن یک منبری و مسخره کردن کسی ..   این هاست مصارفی که تو برای صلوات ساخته ای ... تو هرگز به دست بوسیدن اعتراض نکردی ، حالا به  دست زدن اعتراض میکنی؟؟؟؟!!!!!

 "  دکتر علی شریعتی "

 

دیکتاتوری و آزادی

دیکتاتوری و آزادی ، از اینجا ناشی نمی شود که یک مکتب خود را حق می شمارد یا نا حق، بلکه از ایجا ناشی می شود که آیا حق انتخاب را برای دیگران قائل است یا قائل نیست ؟؟؟"

 دکتر علی شریعتی

 

بدون شرح .......


اگر مثل گاو گنده باشي،ميدوشنت، اگر مثل خر قوي باشي،بارت مي كنند، اگر مثل اسب دونده باشي،سوارت مي شوند.... فقط از فهميدن تو مي ترسند .."  دکتر علی شریعتی "

                                             .................................


«کلاس پنجم که بودم پسر درشت هيکلي در ته کلاس ما مي نشست که براي من مظهر تمام    چيزهاي چندش آور بود ،آن هم به سه دليل ؛ اول آنکه کچل بود، دوم اينکه سيگار مي کشيد و سوم - که از همه تهوع آور بود- اينکه در آن سن و سال، زن داشت. !... چند سالي گذشت يک روز که با همسرم ازخيابان مي گذشتيم ،آن پسر قوي هيکل ته کلاس را ديدم در حاليکه خودم زن داشتم ،  سيگار مي کشيدم و کچل شده بودم »    ""دکتر شريعتي
""

 

 


+ نوشته شده در سه شنبه سی ام آذر 1389ساعت 20:45 توسط بهتاش |

  

الهم ارزقنی شفاعه الحسین یوم الورود ........    

               آب هم شرمنده عباس شد               

حماسه عاشورا با "نه " آغاز شد. " نه " ای سبز  که به سرخی گرایید و آتشفشانی به پا کرد

 تا در رود گونه ای از گدازه های سرخش هرچه ظلم و ستم ، پلیدی و پلشتی بدعت و نا

عدالتی است بسوزد و خاکستر شود ...

         

  سر نی در نینوا میماند اگر زینب نبود                  کربلا در کربلا میماند اگر زینب نبود

  چهره سرخ حقیقت بعد آن طوفان رنگ            پشت ابری از ریا میماند اگر زینب نبود

                                                                                              طهماسبی ( فرید )

سلام به همگی

فرا رسیدن محرم حسینی رو  به همه  دوستان گلم تسلیت میگم ..          

 انشالله  این شب های پر فیض رو از دست ندیم .... التماس دعــــــا

 

 

تفاوت شهادت حسینی و شهادت حمزه ای از دیدگاه دکتر شریعتی

در شهادت حسینى، شهید با خوب مردن پیروز مى‏شود و در شهادت حمزه‏اى، با خوب كشتن.

 در شهادت حسینى، شهید با شكست ظاهرى از دشمن پیروز مى‏شود و در شهادت حمزه‏اى

، شهید با پیروزى بر دشمن. در شهادت حسینى، وظیفه اولیه شهید، شهادت است و در شهادت حمزه‏اى، وظیفه اولیه شهید، مجاهدت و تلاش براى شكست دشمن است.

 

 

آیا کسی هست که مرا یاری کند ؟؟

امام حسین (‌ع ) پس از این كه همه عزیزانش را در خون مى‏بیند و جز دشمن كینه توز و غارتگر در

 برابرش نمى‏بیند - فریاد مى‏زدند كه: «آیا كسى هست كه مرا یارى كند و انتقام كشد؟» «هل من

 ناصر ینصرنى؟»؛ مگر نمى‏داند كه كسى نیست كه او را یارى كند و انتقام گیرد؟ این «سؤال»،

سؤال از تاریخ فرداى بشرى است و این پرسش، از آینده است و از همه ماست و این سؤال،

انتظار حسین را از عاشقانش بیان مى‏كند و دعوت شهادت او را به همه كسانى كه براى شهیدان

 حرمت و عظمت قائلند، اعلام مى‏نماید. ( دکتر شریعتی )

 

دیدم که عده ای مرده متحرک را که بر یک زنده همیشه جاوید عزاداری میکنند.

 

 

راستی یه شعری رو رو آماده کردم از پدر عزیزم ... ایشالله که خوشتون بیا

 

                                             نـــی نــوا

          بشنو از نی ، نی نوای نینواست                  نینوا ، زیبا ترین شعر خداست

         نینوا بی  نی ، حضیض بردگیست         ذلت و خاموشی و افسردگی است

          نینوا را  نی ، نوای زندگیست                         آتش عشق و اله و بندگیست

          نینوا نی ناله اش آزادگیست                        در شرار شعله اش فرزانگیست

          نینوا یکسر همه دلدادگیست                   عاشقی و عاشقی و عاشقیست

         هان مسلمان سرّ  نی را دار گوش                       این ندا از نینوا آید به گوش

        سرّ  نی یعنی که دل را واله کن                  در نیستان خویش را چون لاله کن

        سرّ  نی  یعنی تهی شو از ریا                              ناب کن جان در حریم کبریا

        سرّ  نی  یعنی زخود  بیگانه شو                        " در دل آتش درآ پروانه شو " *

        سرّ  نی  یعنی که جمله ، جان شدن                سینه سرخ مکتب جانان شدن

        سرّ  نی  یعنی ولایت داشتن                             جان و سر را در ولایش باختن

       سرّ  نی  یعنی وفاداری به عهد                  شوکران را سر کشیدن همچو شهد

       سرّ  نی  یعنی چو زینب (س)واله شو                در طریق عشق چون آلاله شو

       سرّ  نی  یعنی که حر باید شدن                         قطره ، اما همچو دُرّ باید شدن

       سرّ  نی  یعنی چو بو فاضل (ع) شدن             جان به کف در راه دین کامل شدن

       سرّ  نی  یعنی چو اکبر نور شو                         در یم حق غوطه خور ذالنور شو

       سر نی یعنی من و تو ما شویم                              بر سر فرعونیان دریا شویم

      فاش گویم سر نی حب علیست                   هر که بر او دل نبندد شیعه نیست

                                                                                     وحید نقوسان تفرشی

*مولانا

 


+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آذر 1389ساعت 21:3 توسط بهتاش |

 

 

به نام خدای بزرگی که اگه حکم کنه ، همه محکومیم................

 

                             

 

من در کشوری زندگي مي كنم

كه زبانش پارسي است اما به

آن فارسي مي گويند چون عربي "پ" ندارد  !!!!!!؟؟؟؟؟؟؟

.........................

 

 با او از زمین فاصله میگیرم و دست در دست همسفرم ، سیته آسمان را میشکافیم و اوج میگیریم. و رنگ ها را همه بر روی زمین میگذاریم و میرسیم تا بدان جا که زمین آسمان و فضاهای پهناور همه بی رنگ است . شسته از هر رنگی است . آنجا که زمین دیگر نیست همه آسمان است و آفرینش همه آبی میزند ؛ آنجا که از همه رنگ ها رها شده ایم .......انسان بیخود /400

 

وقتي كه بچه بودم هر شب دعا ميكردم كه خدا يك دوچرخه به من بدهد. بعد فهميدم كه اينطوري فايده ندارد. پس يك دوچرخه دزديدم و دعا كردم كه خدا مرا ببخشد

  

زن عشق مي كارد و كينه درو مي كند... ديه اش نصف ديه توست و مجازات زنايش با تو برابر... مي تواند تنها يك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستي .... براي ازدواجش ــ در هر سني ـ اجازه ولي لازم است و تو هر زماني بخواهي به لطف قانونگذار ميتواني ازدواج كني ... در محبسي به نام بكارت زنداني است و تو ... او كتك مي خورد و تو محاكمه نمي شوي ... او مي زايد و تو براي فرزندش نام انتخاب مي كني...او درد مي كشد و تو نگراني كه كودك دختر نباشد .... او بي خوابي مي كشد و تو خواب حوريان بهشتي را مي بيني ... او مادر مي شود و همه جا مي پرسند نام پدر .....

..........................................

پـــــدر ، مــادر ، مــا مـتـهـمـیم

پدرمومن من ... مادر مقدس من ... نماز تو یک ورزش تکراری است بدون هیچ اثر اخلاقی و اصلاح عملی و حتی نتیجه بهداشتی ! که صبح و ظهر و شب انجام می دهی اما نه معانی الفاظ و ارکانش را می دانی و نه فلسفه حقیقی و هدف اساسی اش را می فهمی. تمام نتیجه کار تو و آثار نماز تو این است که پشت تو قوز درآورد و پیشانی صافت پینه بست و فرق من بی نماز با تو نمازگزار فقط این است که من این دو علامت تقوی را ندارم!

تو می گویی: نماز خواندن با خدا سخن گفتن است. تصورش را بکن کسی با مخاطبی مشغول حرف زدن باشد اما خودش نفهمد که دارد چه می گوید؟ فقط تمام کوشش اش این باشد که با دقت و وسواس مضجکی الفاظ و حروف را از مخارج اصلی اش صادر کند. اگر هنگام حرف زدن "ص" را "س" تلفظ کند حرف زدنش غلط می شود اما اگر اصلا نفهمد چه حرفهایی می زند و به مخاطبش چه می گوید غلط نمی شود!

اگر کسی روزی پنج بار و هر بار چند بار با مقدمات و تشریفات دقیق و حساس پیش شما بیاید و با حالتی ملتمسانه و عاجزانه و اصرار و زاری چیزی را از شما بخواهد و ببینید که با وسواس عجیبی و خواهش همیشگی خود را تلفظ می کند اما خودش نمی فهمد که چه درخواستی از شما دارد چه حالتی به شما دست می دهد؟ شما به او چه می دهید؟ و وقتی متوجه شدید که این کار برایش یک عادت شده و یا بعنوان وظیفه یا ترس از شما هم انجام می دهد دیگر چه می کنید؟ گوشتان را پنبه نمی کنید؟

اگر خدا از آدم خیلی بی شعور و بلکه آدمی که مایه مخصوص ضد شعور دارد بدش بیاید همان رکعت اول اولین نمازش با یک لگد پشت به قبله از درگاه خود بیرونش می اندازد و پرتش می کند توی بدترین جاهای جهان سوم تا در چنگ استعمار همچون چهارپایان زبان بسته ی نجیب بار بکشد و خار هم نخورد و شکر خدا کند و در آرزوی بهشت آخرت در دوزخ دنیا زندگی کند و در لهیب آتش و ذلت و جهل و فقر خود ابولهب باشد و زنش حماله الحطب!!!

و اگر خدا ترحم کند رهایش می کند تا همچون خر خراس تمام عمر بر عادت خویش در دوار سرسام آور بلاهت دور زند و دور زند و دور زند...... و در غروب یک عمر حرکت و طی طریق در این" مذهب دوری" به همان نقطه ای رسد که صبح آغاز کرده بود. با چشم بسته تا نبیند که چه می کند و با پوز بسته تا نخورد از آنچه می سازد! و این است بنده مومن آنچه عفت و تقوی می گویند.

کجایی پدر مومن من... مادر مقدس من... وای بر شما نمازگزارانی که سخت غافلید و از نماز نیز. در خیالتان خدای آسمان را نماز می برید و در عمل بت های قرن را. خداوندان زمین را...

بت هایی را که دیگر مجسمه های ساده و گنگ و عاجز عصر ابراهیم و سرزمین محمد نیستند...

 

 


+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم آذر 1389ساعت 0:3 توسط بهتاش |

به نام خدایی که چه بخواهیم و چه نخواهیم دوستمان دارد .........

 

"1" فقر

میخواهم بگویم ......
فقر همه جا سر میكشد .......
فقر ، گرسنگی نیست ، عریانی هم نیست ......
فقر ، چیزی را " نداشتن " است ، ولی ، آن چیز پول نیست ..... طلا و غذا نیست .......
فقر ، همان گرد و خاكی است كه بر كتابهای فروش نرفتهء یك كتابفروشی می نشیند ......
فقر ، تیغه های برنده ماشین بازیافت است ،‌ كه روزنامه های برگشتی را خرد میكند ......
فقر ، كتیبهء سه هزار ساله ای است كه روی آن یادگاری نوشته اند .....
فقر ، پوست موزی است كه از پنجره یك اتومبیل به خیابان انداخته میشود .....
فقر ، همه جا سر میكشد ........
فقر ، شب را " بی غذا " سر كردن نیست ..
فقر ، روز را " بی اندیشه" سر كردن است      (دکتر علی شریعتی)

 

  " 2 "  امروز گرسنگی فکر ، از گرسنگی نان فاجعه انگیز تر است .  (دکتر علی شریعتی)  نامه ها /43

 

" 3 "چه هراسی بالا تر از اینکه کسی خود را در درون خویش گم کرده باشد ؟؟(دکتر علی شریعتی)هبوط در کویر /277

 

 "4 "من هرگز تعطیل نبوده ام . معذرت میخواهم از این خود خواهی ، به خصوص از این کلمه که من هرگز تعطیل نبوده ام ..می دانم تو را آزار خواهد داد ...به یاد تعطیلی های خودت می افتی ..غصه مخور !! گفتگو های تنهایی /265

 

 "5 "عشق تنها کار بی چرای عالم است ، چه ، آفرینش بدان پایان می گیرد (دکتر علی شریعتی) 

 

" 6 "  دکتر شریعتی: مادرم میگفت عاشقی یک شب است و پشیمانی هزار شب؛ هزار شب است پشیمانم که چرا یک شب عاشقی نکرده ام

 

"7 " خدایا هر که را عقل دادی ، چه ندادی؟ و هر که را عقل ندادی ، چه دادی؟؟؟
 "دکتر شریعتی"

 ۸   ؟؟؟

 "9 " ما شکست نخرده ایم (مثل مغول و عرب ) ما خود را باخته ایم در برابر غرب ! این ترسناک است !!!!! (دکتر علی شریعتی)   

 

 "10 " یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضو درکوچه لیلا نشست عشق آن شب مستش کرده بود فارغ از جام الستش کرده بود گفت یارب ازچه خوارم کرده ای برصلیب عشق دارم کرده ای خسته ام زین عشق دل خونم مکن من که مجنونم تو مجنونم نکن مرداین بازیچه دیگر نیستم این تو لیلای تو من نیستم
خدا گفت : ای دیوانه لیلایت منم در گه پنهان وپیدایت منم سالها با جور لیلا ساختی من کنارت بودم نشناختی

 

"11 " خوش به حال راننده تاکسی های میدان آزادی که هر روز با صدای بلند و بدون ترسمی گویند:
         آزاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااادی.

 

 سلام به همه رفقای گلم  .....

به نظر شما کدوم یکی از این جمله ها از همه زیبا تر و  قشنگ تر هستش ؟؟؟؟؟

منتظر جواب شما هستم .....

 

 


+ نوشته شده در سه شنبه نهم آذر 1389ساعت 14:56 توسط بهتاش |

 

عشق ورزیدن را از کویر بیاموزیم که دریا بودنش را به آفتاب بخشید ......

 

                              پنجره زیباست اگر بگذارند

                                     چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند

                                             من از اظهار نظر های دلم فهمیدم .

                                                        عشق هم صاحب فتواست اگر بگذارند ...

 

 

زندگی حکایت مرد یخ فروشیست که از او پرسیدند فروختی ؟گفت : نخریدند ، تمام شد ( د.ع. شریعتی )

 

سنگینی باری که خدا بر دوش ما میگذارد آنقدر زیاد نیست که کمرمان خرد شود ، آنقدر است که  ما را به زانو در می آورد ....

 


هوا گرفته بود

باران می بارید !

 کودکی آهسته گفت: خدایا گریه نکن ! درست میشه.


 

همیشه انچه را که لیاقتش رو داریم بدست  می آریم نه آنچه که آرزویش را داریم .

 

آمده ایم تا به زتدگی قیمت بدهیم ،نه به هر قیمتی زندگی کنیم

 

.......................

چه دنیایی شده امروز ؟؟؟

چرا کسی قدر عشقـو نمیدونه؟

چرا وقتی اسم عشــق میاد همه با پوزخند جوابتو میدن؟

چرا همه چیو امروز به بازی گرفتن ؟

چرا هیشکی واسه خودش ارزش قائل نیست؟

چرا همه با احساسات همدیگه بازی میکنن؟؟
 چرا دوره ، دوره ی نامردی شده؟

چرا تو  دنیایی که مرانش عصا رو از کور میدزدن ، من باید دنبال محبت و عشق بگردم؟

چرا چرا چرا ؟؟؟ و 1000 تا چرای دیگه/؟؟

شما جوابی واسشون دارین؟؟؟؟

 

 


+ نوشته شده در سه شنبه دوم آذر 1389ساعت 20:27 توسط بهتاش |